تبليغاتX
کامران و هومن کامران و هومن

                                                                                 

Kamran & Hooman In PBC "DOWNLOAD "

کامران وهومن عزیز دوستون داریم 

سلام به همه دوستای عزیزم.

در این قسمت در یک پست فوری شما میتونید مصاحبه جدید کامران وهومن در شبکه تپش که

به مناسبت همیاری با این شبکه برگزار شده رو فقط میتونید از طریق این وبلاگ دانلود کنید.

این ویدئو قسمت اصلی مصاحبه این برنامه هست . ولی یه بخش دیگه از این مصاحبه هست

که کامران وهومن با دوستارانشون از جمله من از طریق تلفن صحبت میکنن که تا چند ساعت

آینده میتوید در اینجا ببینید.امیدوارم خوشتون بیاد :

 

    

 

        

برای دانلود روی لینک های زیر کلیک کنید :

دانلود از طریق سرور سایت Fileden:

دانلود قسمت اول مصاحبه شبکه طپش

دانلود قسمت دوم مصاحبه شبکه طپش

    

   

     

نوشته شده توسط " پیام " در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 18:11 |

کامران وهومن عزیز دوستون داریم 

سلام

سلامی به زیبایی فصل زیبای پاییز و خزان .

حالتون خوبه ؟!!!

دلم براتون تنگ شده بود . 

 

مطمئنم همه میدونید این پست آخرین آپدیت این وبلاگ خواهد بود .

و پست مرور همه خاطرات تلخ و شیرین این وبلاگ .

مرور کارنامه پنج ساله این وبلاگ .

و بیوگرافی بزرگترین و قدیمی ترین وبلاگ طرفداران کامران و هومن.

و اینم بگم دراین پست من قراره از همه شما دوستای عزیزم یه عالمه سپاسگذاری کنم .

بازم بگم در این پست راجبه همه اون شایعات و حواشی پشت پرده این وبلاگ  که پنج سال

اصلا راجبش حرفی نزدم و مطمئنم خیلی هاتون منتظرش بودید صحبت خواهم کرد .

 

 

درضمن این پست با همه پست هایی که تابحال دیدین فرق داره.چون حرف های زیادی برای

گفتن هست  وچون عکس ها خیلی زیادن من مجبور شدم در دو پست که به هم اتصالشون دادم

این پست که پست خداحافظی از این وبلاگ هست رو براتون آماده کنم.

پس با ما همراه باشید !!!! .

 

 

من که باورم نمیشه پنج سال از تاسیس این وبلاگ میگذره !!!!!

پنج سالی که همه روزاش قشنگ و به یادموندنی بود.

خب من امروز میخوام شمارو ببرم به اون سال ها یعنی  سال 1383

یکی از روزای این سال بود که من از سه چهار سال پیش برنامه های تلویزیونی گربه های

سیاه رو از طریق تلویزیون دنبال میکردم و علاقه منحصر به فردی به این گروه داشتم.

بعد از چهار سال فعالیت کامران وهومن در این گروه خبر رسید که این دو برادر به دلیل

اختلاف سلیقه در آهنگ ها  با آقای شهبال شبپره مدیر این گروه برای همیشه از این

گروه با دل شکستگی خداحافظی کردند.

و از اونجایی که من زودتر از سایرین دنبال رو برنامه هاشون بودم متوجه این موضوع شدم.

بله , آقای کامران وهومن از این گروه جدا شدن .

این خبر فوق العاده برای من ناراحت کننده بود که چرا کامران وهومن که اینقدر با شوق و

ذوق به این گروه اومده بودند به این صورت با دلشکستگی بخوان از این گروه جدا بشن.

به قول کامران عزیز : من قضاوت رو میزارم به دوش مردم و طرفدارامون .

نظر شما چیه !!!؟ آیا حق با کامران وهومن نبود به عنوان خواننده این گروه قسمتی از

شعرهای آلبوم  با نظرو سلیقه اونا انتخاب بشه !!!؟؟

آیا کامران وهومن که بیش از پنجاه الی شصت برنامه در سال اجرا میکردن  باید در یک خونه

اجاره ایی زندگی میکردن !!؟؟

دوستای گلم من از روزای اولی که کامران وهومن برنامه زنده در تلویزیون Ni tv اجرا

میکردن با همه برنامه هاشونو میدیدیم.دیدم که اونا چقدر در این گروه سختی کشیدن.

آقای شهبال شبپره با وجود اینکه پیشکسفته در موسیقی اما من واقعا ذره ایی از احساس در

وجود این آقا ندیدم!!. به قول خودش تا وقتی بلک کتس , بلک کتسه باید از گربه و موشا  

و یامی و یامی بخونیم.و بگو منو کم داری و نرو نگو نمیشه و شعرهای مریم حیدرزاده در این

گروه جایی نداره !! .

خب با یه نفس عمیق و یه دعا و لبخند از این مسئله میگذریم.

 

 

از این جدایی که بگذریم.کامران وهومن با حمایت های بی چون و چرا آقای سعید سیام مرحله

جدیدی رو در کارنامه هنریشون آغاز میکنند.

یه تابستون گرم و سوزان و فراموش نشدنی .

در همین روزا بود که از تمامی شبکه ها میشنیدیم :

KAMRAN & HOOMAN 

کمپانی آونگ با افتخار تقدیم میکند.

آغازی دگر , تحولی چشم گیر در صحنه موسیقی پاپ .

کامران و هومن - بیست

تو خودت نمره ی بیستی - تو خودت نمره ی بیستی

تو خودت نمره ی بیستی - تو مثل هیچکی نیستی

تو خودت نمره ی بیستی - تو خودت نمره ی بیستی

تو خودت نمره ی بیستی - تو مثل هیچکی نیستی

بیست آلبومی فراموش نشدنی با دو صدای ماندگار نسل امروز .

با شما آینه پراز ترانه نیست , با شما ترانه عاشقانه نیست .

حالا خواستن شما برای ما دیگه خوندنی ترین بهانه نیست .

بیست -  نهایت هیجان

من تورو میخوام تورو میخوام اونارو نمیخوام

نفسم تویی تو میدونی هوا رو نمیخوام .

من تورو میخوام تورو میخوام اونارو نمیخوام

نفسم تویی تو میدونی هوا رو نمیخوام .

کامران وهومن - بیست

ارائه ایی از کمپانی آونگ .

به زودی در سراسر جهان .

من که اون تابستون و اون کنسرت هیجان انگیر کنسرت دبی و هیچوقت فراموش نمیکنم.

من که باورم نمیشد یه روزی بتونم ببینمشون و باهاشون حرف بزنم.

یه شب رویایی و باورنکردنی بلاخره به بزرگترین آرزوم رسیده بودم.

بهترین شب زندگیم بود شبی که با شوق و اشک و گریه تونستم کامران وهومن  رو ببینم.

نگاه پرمهر کامران و خنده های معصوم هومن در اون شب  اونارو به عنوان یک سنبل تو

قلبم جای داد.از اون شب  شد که من به کامران وهومن میگفتم فرشته .

چون من قبل از اینکه به کنسرتشون بیام از طریق تلویزیون باهاشون صحبت میکردم خیلی

راحت تونستم اون شب در پشت استیج ببینمشون و باهاشون صحبت کنم.

رفتار گرم و صمیمانه کامران وهومن با من باعث شد صد چندان برابر علاقم  نسبت

بهشون بیشتربشه.و به خودم قول دادم همیشه از این دو داداش  خوب و خانواده دوست

حمایت کنم.حالا دیگه پی برده بودم که اونا واقعا فرشته هایی هستند که از آسمون اومدن

تا لبخند و روی لبای طرفداراشون بنشونن.

فرشته هایی که با همه فرق دارن و با هیچی نمیشه عوضشون کرد.

خوب چون صحبت از خاطرت کنسرت شد یه داستان هیجان انگیر و از کنسرت ترکیه که یکی از

دوستای خوبم فرستاده رو آماده کردم.امیدوارم خوشتون بیاد :

تابستون امسال قرار بود من با خانواده ام به ترکیه سفرکنیم ,من از اینجا پام و کردم تو یک

کفش که وقتی کامران وهومن کنسرت دارن به اونجا بریم.واما بلاخره موفق شدم, 27 آگوست

قرار بود کامران وهومن در ترکیه کنسرت برگزار کنن, از اونجا خبردار شدیم که قراره شب قبل

از کنسرت اونا به دیسکوی white zone برن.خلاصه یک شب قبل از کنسرت به دیسکو رفتیم

البته خلوت بود, چون ایرانیای گلمون باخبر نبودن که کامران وهومن یک شب قبل از کنسرت

هم برنامه دارن.کامران وهومن اومدن و رفتن به یه جای که تا زمین ارتفاعش زیاد بود . ولی

بادیگارداشون ایرونی نبودن, اصلا چیزی حالیشون نمیشد , مردم با اشتیاق زیاد به پیش

کامران وهومن میرفتن ولی بادیگاردها همه رو هل میدادن... نمیدونین خودشون چقدر هوای

مردم و داشتن , همش میگفتن مواظب خودتون باشید.اما در همین لحظه یه دختر کوچولو

داشت میرفت بالا ولی هلش میدادن , داشت می افتاد که کامران گفت : عزیزم گردن منو بگیر

بعد کشیدش بالا.من رفتم بالا و اول بغل کامران , دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم و اشکام

سرازیر شد با خودم گفتم میگه دختره خل شده, ولی اون همون جوری که بغلم کرده بود و

ایستاد سرم رو که بلند کردم بهم گفت: قلب منو هومن میشگنه اگه شماها گریه کنید, هومن هم

که گوله نمکه گفت : پس منم گریه می کنم... و دستشو گذاشت رو چشمش که مثلا داره گریه

میکنه ... فکر کنم اون شب بهترین شب عمرم بود.بیشتر از 100 دفعه رفتم بالا . آقای اصلانی

رو که میشناسید ( مسئول برنامه ) طفلی گریش در اومده بود,  آخه واسه چندمین بار بود که

داشتم میرفتم بالا که اومد جلوم و گفت: خدایی دفعه چندمته میای بالا؟!منم دست و پامو گم

کرده بودم و گفتم : دوم , به حالت مسخره کردن گفت : ما رو کور فرض کردی !. شانس آوردم

هومن دید ... اومد و گفت : شهرام جان تازه اومده , دوستمونه...شهرام هم گفت  : بله بله

اگه راست میگی اسمش چیه ! خوشبختانه وقتی رفته بودم بالا هومن اسممو پرسیده بود ...

به خاطره همین سریع گفت : گلنوش, آقای اصلانی اونقدر خورده بود تو ذوقش که دیگه

هیچی نگفت. رفتم بلا روی یکی از صندلی ها نشستم و به حرفای کامران که با حوصله داشت

جواب چند تا آقا پسر ایرونی رو میداد گوش کردم, اونجا بود که واقعا فهمیدم چقدر کسایی که

فکر میکنن کامران وهومن فقط مورد علاقه و توجه دخترا هستن در اشتباهن...  چون پسرای

زیادی که اونجا بودن خیلی بیشتر از دخترا دوسشون داشتن... به شما شما 2 تا پسر میتونن

ماه و گل و مهربون باشن ؟ انصافا من که پسر به خوبی اونا ندیدم ( با اینکه بزرگ شده اونجا

هستن) پسرای ایرونی به خودتون بیاد.هومن به من گفت : تو گه برمیگردی ایران منم ببر بعد

با بغض گفت : کاش حداقا ایران درست یادم بود... کامران گفت :من و هومن قرار گذاشتیم تا

تهران بدوییم ( البته تو خواب ) .

 اونجا حتی بابا و مامان هایی که بخاطره بچه هاشون به کنسرت اومده بودن هم عاشق کامران

و هومن شده بودن و رضایت نمیدادن که اونا برن , و اما وقت خداحافظی شد با اینکه میدونسنم

فردا شب تو کنسرت می بینمشون بغض داشت خفم میکرد, زمان مثل باد گذشته بود, و من

اصلا باورم نمیشد از 5 تا 1پیش اونا بودم , هیچکس دلش نمی اومد خداحافظی  کنه... به قول

هومن حیلی خودشونم تو این همه کنسرتی که داشتن و این همه شهر ی که رفته بودن, این

بار دوست نداشتن برن, خواهر کوچولوم گیر داده بود که منو ببری پیششون , تا بردمش پیش

اونا , تو یه لحظه پرید بغلشون و به آرزوش رسید . و من هم ایستاده بود که یه ذزه خلوت

بشه بعد برم خداحافظی کنم. حال و روزمم که نگو اشکام .... , خلاصه با هردوشون خداحافظی

کردم و گفتم که شما بچه های ایرونی چقدر دوسشون دارید, اصلا نمیدونم با اون گریه فهمیدن

 چی گفتم یا نه , اون به هم به همه ایرونی ها سلام رسوندن... دیگه حتی نمی تونستم نگاشون

کفنم, فقط چند دقیقه سرمو بالا گرفتم که کامران گفت : دلم میگه وقتی کسی اینقدر تو دادشت

رو دوست داره که اینجوری داره اشک میریزه اگه نتونی ارومش کنی وجود نداشته باشی

بهتره...پس ازت میخوام شاد باشی و بخندنی , تو و همه بچه های ایرونی به این فکر کنید

که  اگه در کنار هم باشیم زندگی به خواست ما میگذره ...

فردا شب کنسرت دیگه مثل شب قبل نوبد , حدود 6000 نفر به سالن امفی تئاتر انتالیا اونم

فقط واسه این دو تا پسر گل اومده بودن.( البته معین هم بود). ماشالا به این همه تحرک که

داشتن , من که یه لحظه ندیده بودم وایستن , شاید باورتون نشه وقتی آهنگ های : فدای سرت

نرو , بگو منو کم داری , منو ببخش رو میخوندن از پیرو جوون اشک میریختن , طوری شد

که کامران در آهنگ فدای سرت گفت : فدای اشکاتون  ,عیب نداره اگه ما تنهایم ... و اشکای

کامران سرازیر شد, بعضی ها ممکنه باورشون نشه و پیش خودشون بگم که الکیه ..  ولی

اونا اونقدر حساسن که با دیدن اشک دوستارانشون اشک میریزن. یه چیز رو هیچوقت یادم

نمیره هومن وسط آهنگ منو ببخش که آهنگ یکی مونده آخر بود و بعدش باید میرفتن وقتی

داشت میخوند جوری زد زیر گریه که حتی با اینکه میکروفن رو آورده بود پایین صداش تو

تمام سالن پیچید.کامران سر هومن رو گذاشت رو شونش و خودش به جای اون خوند !!!.

یه جایی که هر دوتاشون اومد بودن لب استیج صداشون زدم , خوشبختانه شنیدن و بهم

سلام کردم , وقتش بود که غش کنم ولی جلوی خودمو گرفتم و نکردم.و بلاخره بعد از کلی

درد و دل کردن و اشک ریختن.کنسرت تموم شد.

و اما با آرزوی کنسرتی در ایران , صدای بغض کرده و صورت های خیس از اشکامون , و

همیشه عشق و علاقه به کامران وهومن داشتن , ولی یه چیز رو هم بدوینم که که هممون

همیشه تو قلب اونا هستیم , چون قلب فرشته ها خیلی بزرگه و هممونو میتونن به آسونی

تو قلبشون جا بدن.ما اونارو به خاطره آخلاقشون دوست داریم و اونا با همه فرق دارن.

 

    

     

    

        

     

    

     

همین احساس قشنگ و دوست داشتنی  من به کامران وهومن باعث شد من در اینترنت این

وبلاگ رو تاسیس کنم. اوایل کار فکر نمیکردم که بتونم در این راه موفق باشم.

اما با حمایت باورنکردنی شما دوستای عزیزم دشواری این راه نه چند برابر برام آسون شد .

و طی چند ماه این وبلاگ تونست در دل دوستاران کامران وهومن جای پاشو ثبت کنه.

و از اون روز به بعد این وبلاگ یه محیط  دوستانه و پر از صمیمیت شده بود که حتی

خیلی ها از دوردست ترین نقاط این کره خاکی به این وبلاگ میومدن.طوری که تو مدرسه ها

حرف از کامران وهومن میشد زود اسم این وب رو به زبون میاوردن.

خلاصه شده بود یه محل خیلی خوب برای هم کلاسی ها.

راحتر بگم  این وبلاگ برای همه جای خوبی بود برای بیان احساسات و درد و دل وتسکین

قلبها .من از طریق متن  پست های  پرطول و درازم از خصوصیات منحصر به فرد کامران

وهومن صحبت میکردم و میگفتم اونا واقعا لایق حمایت های شما هستند.ازاینجا بود که همه

دست به دست هم دادیم و مثل یک زنجیره به هم پیوستیم و قول دادیم که برای همیشه از اونا

حمایت یکنیم.

خلاصه بگم از اون روز تا به الان این وبلاگ روزهای پراز خاطره ایی رو به ارمغان آورد.

شب افتتاح موزیک فدای سرت - دوست دارم خیلی زیاد - من اگه نباشم  - خالی

یادتون میاد !!!؟؟ یادتون میاد که چقدر واسه ویدئو فدای سرت صبر کردیم و راحتر بگم

حرص خوردیم که چرا این ویدئو نمیاد !!!

یه دفعه یه شب خانوم ژاکلین و کسرا در شبکه پن تیوی گفتن فردا شب قراره موزیک ویدئو

کامران وهومن " فدای سرت " برای اولین بار از این شبکه پخش بشه !!!! .

نفس ها در سینه حبث شد . خدای من بلاخره بعد از یک سال موزیک ویدئویی ازشون میبینیم.

ساعت 9 شب شد !!!!!!!!!!!!!!!

برنامه ژاکلین و کسرا در شبکه پن شروع شد .

در پایین صفحه تلویزیون زیر نویس شده بود :

World Premier New Music Video " FADAYE SARET " Time : 11 PM

من که باورم نمیشد !!!

دو سه بار چشمامو بستم و باز کردم بازم اون نوشته رو دیدم !!!.

حالا فهمیدم بیدارم و دیگه خواب نیستم .

بلافاصله کاپچر کامپیوترم رو تنظیم کردم از ساعت 9 شب شروع به ظبط برنامه پن کردم.

ویدئو فدای سرت هم بعد از شش ماه انتظار افتتاح شد .

این ویدئو روی فیلم گرفته شده بود. و با همه ویدئوهای قبلیشون فرق داشت.

فوق العاده و بی نظیر مثل خودشون.با وجود اینکه این ویدئو یکم شلوغ بود ولی چیزی بود

که تا به حال در موسیقی ایرانی بوجود نیومده بود. من که بابت این ویدئو اون شب بارها

کامران وهومن رو تحسین کردم.

ساعت 12 شد که من به قولی که بهتون برای افتتاح این موزیک ویدئو داده بودم عمل کردم

این موزیک ویدئو رو برای اولین در اینترنت برای دانلود در وبم گذاشتم.

اون شب یک پرونده جدید در پرونده وبم باز شده بود. اون شب  همه مشتاقانه به وبلاگم میومدن

موزیک ویدئو فدای سرت رو دانلود میکردن و اون شب تا ساعت ها در صفحه نظرات افتتاح

شدن این ویدئو رو جشن گرفتیم.همه از احساسشون نسبت به این ویدئو میگفتن,

یکی میگفت : بهشون تبریک میگم واقعا ارزش این همه انتظار رو با جون خریدن بیهوده نبود.

اون یکی میگفت : کامران وهومن با این ویدئو نشون دادن که با همه فرق دارن و با

حساسیت زیادی که رو ویدئوهاشون دارن برای طرفدارشون ارزش قائل هستن.

شب افتتاخ ویدئو دوست دارم خیلی زیاد و من اگه نباشم و خالی هم همینطور شیرین و پرخاطره

بود و حسابی به هممون خوش گذشت.

 

 

روزها و شب های تولد کامران وهومن یادتون میاد ؟؟؟

دعاها و  آرزوهای تولد واسه فرشته هامون  !!!

شب ها تا پاسی از صبح بیدار میموندیم و تو صفحه نظرات راجبشون صحبت میکردیم .

چقدر مژده میدادم  برای روزای تولد که با کلی سورپرایز و عکس ها و ویدئوهای

که مخصوص تولدشون به سراغتون میام.

میگم بچه ها پس  بیایم  امسال هیچان انگیز تر از سال پیش این روزهارو جشن بگیریم.

چهار سال تولد کامران وهومن رو در کنار شما جشن گرفتیم.

پرخاطره ترینه این چهار سال مربوط میشه به آذر ۸۶ که در این پست قراره خاطرات اون

جشن به یادمونی پاییزی رو با شما مرور کنیم:

خاطره شنبه شب۳ آذر  ۱۳۸۶ساعت ۶:۳۰ :

اون شب چه زیبا بود.شب میلاد دو فرشته مهربان.دو فرشته از مشرق زمین.چه حال وهوایی

داشت اون شب شب یک رنگی طرفداران کامران وهومن.یک شب قشنگ پاییزی که لطف و

محبتت بینمون باعث شد یکبار دیگه متصل تر از سالها قبل بشیم و یکی از قشنگترین

کنفرانس هارو درست کنیم.کنفرانسی که هیچوقت هواداران کامران وهومن رو به این

تعداد در خود ندیده بود.اون شب یه حس عجیبی بود همه به اعماق و رویاهاشون رفته

بودن همه خاطره های دور و دراز دوباره زنده شده بود.هیچکس در اونجا احساس تنهایی

نمیکرد همه با هم گل میگفتن گل میشنیدن همه از احساستشون میگفتن احساسی که

هیچوقت از وجودشون دور نمیشه یک احساس ابدی.همه اینقدر با هم صمیمی بودن که

به نظر میومد سالهاست که همدیگرو میشناسیم.اما بعد از مدت ها یک زمانی اومد که

بلاخره دوستان جدید هم با دوستان قدیمی آشنا بشن.اما کاش میشد این همه خاطرات شیرین

و جشن ومهونیها در خونه اصلیه و ابدیه کامران وهومن یعنی محله "گیشا تهران"برگزار

میشد که دوباره همه خاطرات واسشون زنده میکرد.

 

خب میدونم دیگه همتون میدونید اما دوستانی که تازه به جمعمون پیوستن من مدت ها بود

تو این فکر بودم چه جوری ارتباط بین طرفدارای کامران وهومن خیلی آسون تر و خودمونی

تر بشه.و بلاخره این کار رو برای روز تولد کامران وهومن گذاشتم چه روزی بهتر و عزیز

تر از روز تولد کامران وهومن.پس تصمیم گرفتم همرو به کنفرانس دعوت کنم.خوشبختانه

همه بچه ها اون روز آنلاین شدن وتونستیم یکی از صمیمانه ترین کنفرانس هارو درست

کنیم.من که هیچوقت اون روز یادم نمیره اصلا فاصله بینمون معنی نداشت.دوستانی که

از مایل ها کیلومتر با هم در ارتباط بودن ولی این فاصله ها هم باعث شد تا با بهترین

ومهربون ترین طرفدارای کامران وهومن بیشتر آشنا بشید.خب به نظرم خیلی خوش گذشت

اما یک خاطره ایی که خیلی منو ناراحت کرد این بود که خیلی از دوستان نتونستن اون

روز بیان یا وارد کنفرانس چت بشن.ولی یک تصمیم دیگه گرفتم که چون فاصله بین تولد

کامران وهومن و تولد وبلاگ خیلی زیاده.من از این به بعد هر سه ماه یکبار کنفرانس خواهیم

گذاشت.میدونم مطمئنن همتون خوشحال خواهید شد.اما من از همه دوستانی که شنبه شب

اومدن و از همه لطف و محباتشون یک دنیا ممنونم:

آذین عزیز - کامران جون - پگاه جون - مسها عزیز - سارا گل - شیرین جون - حسین جون

شیما گل - آزاده جون - رومینا عزیز - روژین عزیز - کژال جون - رامونا گل - فرزانه عزیز

آلیسا عزیز - روشنک جون - فرشته گل - سمیرا مهربون - یاسمن عزیز - تکنم جون

هومیتا عزیز - مینا مهربون - غزاله جون - اشکان عزیز - تانیا جون - لیدا گل - درسا گل

پزمان عزیز - سحر جون - کتی مهربون - روشنک عزیز - جواد ومحمد جون.المیرا مهربون

آوا عزیز-افروز جون - ونسیما گل.

 

و اما متن زیبایی رو که درپایین میخونید دوست عزیزم شیرین فرستاده..شیرین جان ممنونم

 از ایی متن قشنگ  و احساس پاک و مهربونت:

خدایا این اشکای من این رویا های شبونه این غمی که تو دلمه اینارو چی کار کنم تو بگو ؟
وقتی بچه بودم نمیدونستم این عشق چیه!!که همه حرفشو میزنن با خودم میگفتم عشق واسه

من یعنی لذت خوردن,  بستی شکلاتی یعنی با دوستا رفتن پارک و بازی کردن یعنی خوردن

غذای مورد علاقم یعنی و یعنی های دیگر.عشق از زمانی تو دلم به وجود اومد که آغاز یه

سال جدید بود, زمان رویش دوباره طبیعت, زمان هم آوازشدن پرندگان و زمان بوسه ی گرم

خداوند بر کره ی زمین.همه میگفتن باید تو سال جدید آدم دیگه ای بشم باید عوض بشم ولی

انگار دیگه لازم نبود من دست به کاربشم چون تقدیر سرنوشتمو خود به خود عوض کرد تو

یه نگاه دل باختن, تو یه نگاه دیوونه شدن, تو یه نگاه به مرز جنون رفتن تو یه نگاه عاشق

شدن.آره من عاشق شدم وقتی اون چشارو دیدم دست و پام لرزید دلم ریخت و اشک به روی

گونه هایم جاری شد. وقتی رفتم جلوی آینه, وقتی خودمو دیدم دیگه اون آدم سابق نبودم من

عوض شده بودم من تغییر کرده بودم. اونم عشق بود که منوعوض کرد منو به یه شکل دیگه

در آورده بود.ازت خواستم باهام همدردی کنی ازت خواستم که کمکم کنی و تو توی جواب بهم

گفتی: وقتی داری اشک میریزی وقتی میخوای باهات همدلی کنم کاری از دستم بر نمیاد فقط

میتونم شونمو در اختیارت بزارم, تا باهم اشک بریزیم تا باهام گریه کنیم و درد این دلو تیمار

کنیم.داشتم از ساحل رد میشدمو با خدای خودم درد و دل میکردم بهش گفتم تو سختیا تو بیکسیا

کمکم کن یار یاورم باش اونم قبول کرد بعد از این مشکل دردناک وقتی برگشتمو به ساحل پشت

سرم نگاه کردم فقط یه رد پا دیدم. به خدا گفتم: مگه نگفتی باهامی , مگه نگفتی که تا آخرش

کمکم میکنی؟؟! نوازشگرمی روی سرم احساس کردم و کسی با صدای نرمی که پر از مهر و

محبت بود بهم گفت :بنده ی عاشق من ،این رد پا ماله منه و تو توی تمام این راه روی شونه

های من بودی و این من بودم که یک لحظه هم از تو دور نشدم.بغض راه گلویم را گرفت و به

 سختی سر بلند کردم و گفتم من عاشق تو و بنده ی توام پرسید او کیه که تو انقدر دلباخت اش

هستی ؟ با چشمایی خیس و صدایی گرفته به سختی گفتم :...
ناگهان از خواب پریدم, باورم نمی شد که تمام این ماجرا خوابی بیش نبوده و با صدایی بلند و

رسا و با چشمانی که از اشک غم می سوخت فریاد زدم :
هومن دوست دارم تا زمانی که خون در رگ هایم جاریست و تا لحظه ای که در 2 قدمی پرتگاه

مرگ باشم.هرجا که باشم و هر کجا که باشم با تمام و جود دوستت دارم.!!!!!!!!!!!

 

از شب افتتاح ویدئوها که بگذریم میریسیم به تک تک پست های که در این وبلاگ ثبت کردم.

من شخصا برای انجام کاری یک بهونه قلبی میخوام که بتونم این کار رو انجام بدم.مهمترین

بهونه که تا امروز منو اینجا نگه داشت کامران و هومن بود .کامران وهومن بهانه قشنگی

بود برای قلبم که بتونم احساس خودم رو با حمایت ازشون تحسین کنم.اگه باورتون بشه تو

این مدت ظبط میکس ویدئوها و ادیت عکس و نوشتن مطالب تو این مدت خیلی سخت بود.

بارها از نوشتن دوباره مطالب و ادیت عکس ها خسته شدم.اما به جرات میتونم بگم اگه این

لطف و محبت شما دوستای عزیزم نبود من هرگز نمیتونستم هنوزه که هنوزه  تا به امروز

پرانرژی باشم و اون خستگی رو احساس نکنم.این حمایت و انرژی های شما هم یک بهونه

دیگه ایی بود که من بتونم در ادامه این راه قدم های بلندتری بردارم. از شما یک دنیا ممنونم.

از بهاره و شیمای گلم - از  دوست خوبم المیرا  -  از دوست عزیزم نگار - از روژان عزیز

از دوستای خوبم متین و عاطفه  -  از سحر و پریا - از شیرین عزیز - از صدف عزیزم

از زهره و تهمینه گلم که خیلی دلم  واسشون تنگ شده -از دوست خوبم پرستو -  از رویا

از شراره - سارا - سعید - آرزو - پگاه - کامران بهروزی - ژینوس - مهشید - سوگل ونگین

از شادی - از شهرزاد - از ستاره و الهه - از مائده هااااا - ساحل - بیتا -حسین - کتی

ناهید - سمیرا - هاله - پرمیدا - ساناز - بهارک - عزل - لاله - هومن - آناهیتا- شکوفه 

از دوست خوبم سارا - از سویل - از شادان - از سارا ۱۱ - از رویا ۲ - از هدیه

و از تک تک شما که الان اسمتون به ذهنم نمیاد.

بخدا اسم ها اینقدر زیاد بودن که نتونستم همشونو حفظ کنم. ولی باید بگم :

شما اگه نبودید هرگز , هرگز , من نمیتونستم این وبلاگ رو به اینجا برسونم و وجود شما

امروز باعث شد من یک قدم بلند تر بردارم

ممنونم , ممنونم از همتون.هزار بار دیگه هم بگم ممنونم بازم کمه پس میگم :

شما همتون نمره بیستین.

دوستون دارم خیلی زیاد .

 

نوشته شده توسط " پیام " در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 5:49 |

کامران وهومن عزیز دوستون داریم 

اینم یه قسمت کوچولو از بهترین خاطرات  این وبلاگ بود که از میونشون بهترینهاشو گلچین

کردم .اما باید به اطلاعاتتون برسونم علاوه بر این خاطرات خوب چند اتفاق تلخ  هم افتاد.

که بارها قلبم شکسته شد. بارها به دلیل اتفاقات تلخ خواستم این وبلاگ رو حذف کنم اما دلم

نیومد که  حاصل این همه تلاشم با شمارو بریزم دور. به چه  قیمتی میتونم اینکارو کنم !!!؟؟

به قیمت یه سری شایعه که راجبه من و دوستام میگن !!!!؟

به قیمت کاری که نکردیم و تهمتشو بهمون میزنن !!؟؟؟

 

 

به خودم قوت قلب دادم و گفتم من که به این آسونی این همه دوست و پیدا نکردم که الان بخوام

به قیمت این اتفاقات که میتونم خیلی آسون با یه لبخند ازشون بگذرم بریزمشون دور.

راستشو بخواید من از ابتدای تاسیس این وب تا به الان همیشه سعی داشتم فقط راجبه کامران

وهومن حرف بزنم. چون من فقط این وب رو مخصوص اونا  بوجود آورده بودم نه مسائل

شخصی خودم یا چیزه دیگه .!! اما از اون سال تا به  امروز یه سری مطالبی در بعضی

از جاها خوندم که تاسف بار بود. خوب نیست اسم اون اشخاص رو بیارم. اشکالی نداره !!!

بازم یه لبخند میزنم و ازش میگذرم .

فقط تنها خواهشی که دارم اینه که بیاییم قبل از انجام هر کاری راجبش خوب فکر کنیم.

چشم هم چشمی هارو کنار بزاریم و راجبه همه مثبت فکر کنیم. چون با مثبت فکر کردن و

درست فکر کردن همه مسائل به سادگی حل میشه . خب نیست هنوز هم این عادت دیرینه

ایرونی رو داشته باشیم که کارای نکرده دیگران رو کرده ببنیم.

بعضی از این عادت ها قشنگن ولی بعضی هاشون هم تمسخر آمیز و زننده ان و باعث رنجش

دیگران میشن.ما تا وقتی میتونیم با یک سوال, جواب همه چیز رو بدست بیارم. چرا دیگه راجبه

شخص مورد نظرمون قضاوت میکنیم !!!درک مسائلی که گفتم برای اون دوستان شاید یکم

سخت باشه ولی میدونم شدنی و میتونن واقعیت رو بشنون وحرف های منو یک تلنگری برای

خودشون احساس کنن . شاید بپرسین پیام خطاب به چه افرادی این صحبت هارو میکنه !!!؟

شاید اصلا درست نبود این مسائل رو بگم اما میگم !!من از دل شکستگی خودم راجبه تمجید

های این دوستان ناراحت نشدم. از دل شکستگی دوستام ناراحت شدم.گفتم من که یه رسانه ام

برای کامران وهومنی ها حداقا این پست که پست آخرمه حرفامو به گوش اون دوستان برسونم.

دوستانی که در فروم و تاپیک ها و صفحه نظرات  راجبه همه مسائل حرف میزنن باید بدونن

اونجایی که دارن راجبه ما مینویسن باید رو سردرش نوشتن : کامران و هومن

نه اینکه خانوم مهسا , خانوم پریا چه  نوع آدم هایی هستن !!!

 

یکی از دوستای خوبم در وبلاگش نوشته بود دلیل اصلی اینکه طرفدارای کامران وهومن کم

شدن اینه که کامران وهومن آلبومشون نمیاد .اما من زیاد با این مسئله اعتقاد ندارم !!!

من متوجه حرفه های این دوست خوب هستم درسته که همه ما از کامران وهومن انتظار داریم

که همیشه برامون آهنگ جدید بخونن تا ما هم ازش لذت ببریم.خب میدونیم کامران وهومن به

دلیل یه سری حساسیت های در کاراشون آلبومشون اینقدر طول کشیده که تو یه فرصت دیگه

راجبش صحبت میکنم.اما دلیل اصلی اینکه طرفدارای کامران وهومن با دلشکستگی حداقا

از محیط اینترنت میرن اینه که راجبشون درست قضاوت نمیشه.شاید هم بتونم بگم ایجاد یه

فضای وبلاگ نویسی غلط  و درج مطالب نادرست و بحث برانگیز راجبه کامران وهومن باشه .

خیلی از دوستام بهم میگن : ما در گوگل سرچ میکنیم کامران وهومن,  اما میبینیم دارن تو

این وبلاگ ها راجبه زندگی خصوصیشون صحیت میکنن و بعضی از فیلم های خصوصیشونو

گذاشتن!! از من میپرسن کامران وهومن واقعا خودشون میخوان که این  عکس ها و این

فیلم ها در فضای اینترنت پخش بشه !!! تا اونجایی که من اطلاع دارم نه !! .

این فیلم ها از سایت های فیس بوک و مای اس پیس میاد و اونا از این مسائل خبر ندارن .

بخدا من هم خیلی این فیلم وعکس ها به دستم میرسیه ولی حداقا وظیفم میدونم  اینارو در وبلاگم

قرار ندم.چون  شاید اونا راضی نباشن.اما این مسئله برای خیلی از  دوستانمون نادیده گرفته

میشه. و با افتخار که اونا این عکسهارو دارن و دیگران ندارن در فروم ها ووبلاگشون قرار

میدن و به گفته خودشون وبلاگشون بازدیدکننده هاشون بیشتر میشه.میدونم هممون به عنوان

یک طرفدار دوست داریم از زندگی هنرمند  محبوبمون بدونیم !!!اما تا یک حد و مرزی !!!

حداقا باید بدونیم هیج هنرمندی مایل نیست عکس ها و فیلم های خصوصیش در اینترنت به 

اشتراک گذاشته بشه!! پس یکم رعایت کنیم و وارد حریم  خصوصی هنرمندان محبوبمون نشیم.

اگر عکسی ازشون میبینید میتونید خیلی آسون برا دوستاتون اپلود کنید و به دوستانتون بدید

فکر نکنم لازم باشه در یه جای عمومی که ممکنه حتی دوستایی که به طور اتفاقی بیان مثل

تاپیک ها و وبلاگ ها قرار بدین.یادتون نره ما همه فقط برای یه هدف مشترک اینجا جمع شدیم

که از کامران وهومن حمایت کنیم.اونا رو دستای ما به اینجا رسیدن پس بازم سعی کنیم مثل

همیشه ازشون حمایت کنیم تا شاهد درخشش هر چه بیشترشون در موسیقی ایرانی باشیم.

 

خب میرسیم به ویدئوهای این پست :

همونطوری که بهتون قول داده بودم ویدئو این پست سورپرایزه !!!!

ویدئوی که تا به حال از هیجاه ندیدین و فقط میتونید از طریق این وبلاگ ببینید.

من با این ویدئو میخوام ببرمتون به ۹ الی ۱۰ سال پیش که ببینیم تو اون سالها

کامران وهومن کجا بودن و چیکار میکردن!!.من که این ویدئورو خیلی دوست

دارم.مطمئنم شما هم خوشتون میاد.خب بیشتر از منتظرتون نمیزارم.

پس این شما و این هم دانلود ویدئو سورپرایز :

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید :

دانلود ویدئو سورپرایز

 

دوستانی که نمیتونن از زیر بالا این ویدئو رو دانلود کنند متیونن از لینک زیر که از طریق

سرور فایل فلیر آپلوده شده استفاده کنند:

دانلود ویدئو سورپرایز

ویدئوی بعدی هم قسمت هایی از کنسرت باشکوه کامران وهومن در دبی رو براتون آماده کردم

به جرات میتونم بگم صحنه هایی در این فیلم کنسرت  به نمایش داده میشه که واقعا تحسین

برانگیزه و به کامران وهومن افتخار خواهید کرد.

پس این شما و این هم کنسرت کامران وهومن در دبی :

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید :

دانلود کنسرت کامران وهومن در دوبی

 

اما یه مسئله دیگه که حتما باید راجبش صحبت کنم مربوط میشه به  پکیج که از طریق این

وبلاگ بوجود اومد.دیگه نمیخوام از اول مفصل راجبش توضیح بدم چون دیگه همتون میدونید.

از اوایل شروع این وبلاگ من همیشه ویدئوهای زیادی رو برای دانلود قرار میدادم.

از این قبیل خیلی از دوستان با وجود سرعت کم اینترنت در ایران نمیتونستن این

ویدئوهارو دانلود کنن و به همین دلیل با وجود تاکیدشون من تصمیم گرفتم این ویدئوها

رو در 4 دیویدی با هزینه که اول ازشون دریافت میکنم براشون بفرستم.

این هزینه 14000 بود که حداقا نصف قیمت این پکیج صرف کل هزینه ها از قبیل

پست و مسائل دیگه میشد.اما نصف دیگه یعنی 7000 تومان باقی میمون که برای

بعضی ها جای سوال بود که چرا دوبرابر !!!! .

از اینجا بود این پکیج سوژه ایی برای خیلی از دوستان وبلاگ نویس شد که این

وبلاگ از فروش این پکیج ها کسب در آمد میکنه !!!

و انگشت همه اتهامات به سمت و سوی من و این وبلاگ کلیک خورد.

از جمله مدیر برنامه های کامران وهومن .

من بارها توضیح داده بود  فقط هدف من این بود که بتونم این ویدئوهارو به گوش و چشم

طرفدرای کامران وهومن برسونم و اونارو خوشحال کنم. به نظرتون آیا برای من ریسک

بزرگی نبود با این اوضای سیاسی ایران من عملیات پستی این پکیج هارو انجام بدم .

بخدا خیلی سخت بود وحشت از باز کردن بسته های پستی توسط مامور پست .

پیدا کردن آدرسم از طریق شماره حساب .

اینا ترس هایی بود که تو طول این یکی  دو سال  برام بوجود اومد و با جون همشونو خریدم.

هزینه اضافی که از 150 نفری که این پکیج رو سفارش داده بود در طول سال گذشته

صرف سایت جدید این وبلاگ شد.میدونید که هزینه به اشتراک گذاری دامنه ها و هاست

و طراحی به این سبک که شما در عکس های زیر ملاحظه میکنید خیلی گرونه !!

در ضمن بعضی اوقات باعث شد من خودم شخصا یه سری هزینه های جانبی برای این

پکیج بپردازم. 

         

راستی یادم رفت بگم که تو این مدت من  برای یه سری از دوستای خوبم مثل :

آزاده از تهران - متین از تهران - شهرزاد از اصفهان - شیما از تهران - رکسانا از گرگان

شیرین از تهران - شهرزاد از تهران  این پکیج رو به صورت رایگان فرستادم.

به قول یکی از دوستای خوبم که میگفت من تصمیم داشتم برای طرفدارای کامران وهومن

تیشرت با عکس کامران وهومن تولید کنم و از طریق این سایت براشون بفرستم ولی

این پکیج باعث شد تا متوجه بشم اصلا ارزششو ندار ه!!! این همه زحمت بکشی و دشواری

و ترس هاشو تحمل کنی ولی با یه سری شایعه جوابتو بدن.پس همون بهتره آروم باشم

و کاری نکنم تا مثل تو این همه تحقیر  نشم.

راستی دوستایی که پکیج رو سفارش داده بودن مثل خانوم شهرزاد  وآقای محسن فریمان

امیر حسین دهقان . مریم دلاوری . ریحانه و آقای آرمین زرتشتی از رشت  حتما حتما با

با شماره ۰۹۳۶۱۱۶۰۴۸۴تماس بگیرن. چون من هیچ آدرس و نشونی ازشون ندارم.

خب از مسئله پکیج هم که بگذریم میرسیم به یه سری شایعاتی که چهار الی پنج ماه پیش

راجبه من بوجود اومده بود.چون این مسئله شخصیه خیلی زود یه توضیح کوچولو میدم و ازش

میگذرم. چند ماه پیش به دلیل یه سری مسائل خانوادگی من مجبور شدم تا اصلاع ثانوی دروب

سایتم  که در اون روزها فعالیت میکرد مطلب ننویسم..در همون زمان  متسافا یه سری وقایع

بوجود اومد که اصلا قابل تحمل نبود.خیلی دوست دارم راجبش توضیح بدم اما چون خیلی

خصوصیه صلاح نمیبینم.فقط اینو بگم خیلی کمتر از اون چیزی بود که

در بعضی از صفحه نظرات و وبلاگ ها خوندم.و در اینجا باید از دوستای خوبم بهاره  شیما

و نگار عزیزم دوستای افسانه ای و خوبم تشکر کنم که لطف و محبت و انرژی های مثبت

اونا باعث شد من امروز دوباره شاد و قبراق و سرحال در کنار شما باشم.بچه ها بازم ممنونم .

    

اینم عکس های از پشت صحنه موزیک ویدئو من اگه نباشم :

 

 

 

 

 

 

امسال رنگین تر از هر سال :

همونطوری که قبلا اعلام کردم امسال به بهانه های مختلف ما جشن کنفرانس تولد کامران

وهومن رو هر چه باشکوه تر برگزار خواهیم کرد.امسال مراسم پنجمین سال تاسیس این

وبلاگ و همچنین گودبای پارتی این وبلاگ و افتتاح وب سایت در کنار جشن تولد کامران و

هومن برگزار خواهد شد. تولد هومن جون ۲ آذر و کامران عزیز هم ۴ آذر هست و به همین

مناسبت ما سالهای گذشته سه روز متوالی ۲ ۳ ۴ آذر رو جشن میگرفتیم.

ما امسال با کلی سورپرایز وعکس ها و ویدئوهای فوق العاده بی نظیر و استثنائی به استقبال

میلاد تولد فرشته هامون میریم.و تولد امسال رو رنگین تر از سالیان پیش برگزار کنیم.

اون سه روز بارها وبلاگ !!!

نه منطورم وب سایت بود .

 

 

اون سه روز بارها وب سایت به روز میشه.لحظه به لحظه در کنارتون هستیم و این روزهای

تاریخی رو جشن میگیریم. حالا که  صحبت از وب سایت شد یادم اومد بگم که این مراسم در

وب سایت جدیدمون برگزار میشه.

میدونید که امسال به همون بهونه هایی که گفتم کنفرانس برگزار میشه.

شما برای شرکت در این کنفرانس فقط کافیه ایدی من k_payam_h رو ادد کنید .

ساعت شروع کنفرانس ساعت ۷ شب به وقت تهران خواهد بود .

روز سوم آذر ۱۳۸۸ ساعت ۷ شب به وقت تهران .

یادتون نره اگه میخواید جشن امسال باشکوه تر از اون جشن سال ۸۶ برگزار بشه حتما به

ما در این کنفرانس چت ملحق بشید .

این مژده رو بهتون بدم که برای دوستایی که در کنفرانس شرکت کنن چند هدیه در نظر گرفتم

که  فقط و فقط مخصوصه اون کنفرانسه .

اما دوستانی که به هر دلیلی نمیتونن بیان, ایندفعه دیگه حتما سعی کنند بیاید.من خیلی منتظرشون

هستم.من که بی صبرانه منتظر اون روز هستم.

اینم عکس های از هومن در هاالوین امسال :

 

واما اینم داستان قشنگ و پرازاحساسی که وقتی من برای اولین خوندم اشک تو چشمام جمع

شد.این داستان احساس قلبی  یک طرفدار واقعیه به نام غزل.غزل جان ممنونم از این متن

قشنگ و مملوازاحساست:

میدونی یکی یه جای دور همونجایی که چند سال بعد از این که با اومدنت دنیای کوچیک ما ادما

رو روشن کردی و ترکش کردی یه روز وقتی میگفتی نمره ی 20 کلاسو نمیخوام همونطور که

بهت نگاه میکرد دیوونه شد؟اون موقع فقط 14 سالش بود کوچیک بود نمیدونست چرا تو فکرته

نمیدوست چرا دلش میخواد نگات کنه اون شب تا صبح به چشای نازت فکر کرد خوابش نبرد

گریه کرد دوست همیشگیشو صدا کرد خدایا چی شده ؟من چرا اینجوری شدم؟خدایا کاشکی

باهام حرف میزدی بگو چه بلایی سرم اومده؟خدایا کمکم کن بهش فکر نکنم اشکاش میریختن

و بهت فکر میکرد نمیتونست فکرتو از سرش بیرون کنه روز بعد که از خواب بیدار شد یاد

دیشب افتاد بغض کرد رفت مدرسه مثل دیوونه ها گریه میکرد دوستاش فکر کردن دیوونه شده

اونا هیچکدوم از دلش خبر نداشتن اون روز چیزی از درس نفهمید برگشت خونه کسی خونه

نبود بغضش دوباره ترکید گریه کرد به تنها بودنش به عاشق شدنش به این رازی که حالا باید

تو دل خودش نگه میداشت اشک ریخت حتی یه نفر نبود دلداریش بده هیچکی نبود یه خورده

باهاش حرف بزنه ارومش کنه دوباره دوسشو صدا کرد اما این دفعه با فریاد:
چرااااااااااااااااااا؟چرا این کارو کردی ؟من که از همه ی پسرای دنیا بدم میومد
من که حالم ازشون به هم میخورد چراااااااااا؟
این چه بلایی بود سرم اوردی خدا؟
چرا هومن؟چرا کسی که اینقدر ازش دورم؟چرا کسی که هیچوقت ماله من نمیشه؟
خدایا فقط تو میدونی چقدر دوسش دارم
از اون روز تا حالا چند سال میگذره
این چند سال زندگیش خراب شد از درس و مدرسه افتاد افت تحصیلی پیدا کرد همه سرزنشش

کردن همه هرچی از دهنشون در میومد بهش گفتن بغضی که با شنیدن اسمت گلوشو میفشرد

نذاشت راز دیوونه شدنش تو دلش بمونه حالا همه میدونن تودنیای اونی همه میدونن جادوش

کردی همه میخوان با نصیحت کردن تو رو از قلبش بندازن بیرون ولی مگه میشهههههههههه
نه نمیشه تا وقتی نفس میکشه اسمتو صدا میزنه شاید یه روز جوابشو بدی شاید یه روز

پای درد دلش بشینی شاید به بیچارگیش اشک بریزی شاید یه روز ...

حیف که اینا همش شاید های محاله

حرف آخر :

صحبت ها و دردو دل ها و خاطرات شیرین و تلخ تموم شد.

این وبلاگ در این پست فعالیت پنج سال حمایت از کامران وهومن در کنار شما رو به اتمام

میرسونه. و قراره به کمک و حمایت شما یک قدم بلند و مثبت برداره.

دوستای عزیزم صمیمانه از ته اعماق قلبم با تمام وجودم میگم ممنونم.ممنونم که پنج سال

در کنار من بودین.این همه ابراز لطف و محبت شمارو هیج وقت فراموش نمیکنم.

اینقدر روزهای قشنگ و پرخاطره باهاتون تو این وب   داشتم که دل کندن از اینجا

 و این وبلاگی که یه روزی هیاهوی صمیمت ها و دوستی ها بود خیلی سخته.

میدونم دیگه به این وبلاگ نگاه کنم اشک تو چشمام جمع میشه و یاده و خاطره اون روزا

برام زنده میشه .من با همه شما از طریق این وبلاگ آشنا شدم.یادتون میاد که !!!

خیلی دوست داشتم بازم هر هفته اینجارو آپ کنم با کلی خبرداغ و عکس جدید .

خیلی خودمونی تر باهاتون حرف بزنم و با دوستای بیشتری آشنا بشم.

خوب میدونم اگه بازم این وب و آپدیت میکردم بازم ازم حمایت میکردین.مگه نه؟؟؟

اما من میرم !!!! میرم برای بهتر شدن !! میرم که ثابت نباشم و یک قدم به جلو حرکت کنم.

با خداحافظی من از این وبلاگ, وب سایت جدیدم در یکی از روزهای همین ماه افتتاح میشه.

و شما میتونین علاوه بر خبر و عکس های جدید از کلی امکانات دیگه در اونجا برخوردار

باشید.اما راجبش حرف نمیزنم چون بهتره سورپرایز بمونه.

راستی  باید یه تشکر ویژه و مخصوص از همتون بکنم که تولدم یادتون بود و تبریک گفتین.

خیلی ممنونم تبریک های شما جشن تولدمو چند برابر قشنگ تر کرد.من همتونو یادم

بود لحظه ایی که شمع هارو فوت میکردم.و برای همتن دعا کردم که به همه آرزوهاتون

برسید.آرزو کردم روزی کامران وهومن در کشور عزیزمون برنامه داشبزارن و همه ما

زیر یک سقف آهنگاشونو یک صدا بخونیم.اینم دوستایی که تولدم و تبریک گفتن :

عاطفه - بهاره و شیما - صدغ  المیرا - نگار - روژان - صدف - مائده - مریم - سپیده - پرستو

مرجان - غزل - ناهید - شقایق - سارا - نیلوفر

دیگه چیزی نمونده .

جز اینکه بگم کنفرانس روز ۳ آذر فراموش نشه .

بیشتر از همیشه دوستون دارم دوستااااااای گلم .

منتظر وب سایت جدیدم باشید.

خداحافظ )-:

                                                                                           "  پیام آبان ۸۸"

نوشته شده توسط " پیام " در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 5:48 |